از شکنجه تا قصاص؛ روایتی تکان دهنده از جنایت علیه نیان بوکانی
شش ماه پس از حادثه تلخ و فراموشنشدنی قتل دلخراش نیان جبرئیلپور، دختربچه ۶ سالهای از شهرستان بوکان، مجازات عامل اصلی این فاجعه در سحرگاه شنبه ۲۱ تیرماه ۱۴۰۴ در ملاءعام به اجرا درآمد. «ناصر عتبانی»، رئیس کل دادگستری استان آذربایجان غربی اعلام کرد: «با تأیید حکم در دیوان عالی کشور و مطالبه اولیای دم و مردم، اعدام متهم ردیف اول این پرونده جنجالی در انظار عمومی صورت گرفت.»
پروندهای که با گزارش اولیهای مبهم از مرگ یک کودک در بیمارستان آغاز شد، خیلی زود ابعاد تاریک و تکاندهندهاش را به رسانهها و افکار عمومی نشان داد. در ابتدا گفته میشد نیان توسط پدر و نامادریاش مورد آزار قرار گرفته، اما کمی بعد مشخص شد که ماجرا پیچیدهتر و دردناکتر از آن چیزیست که در نگاه اول به نظر میرسید.
نیان قربانی رابطهای پنهانی میان پدرش و زنی بود که به گفته مسئولان قضایی، خارج از چارچوب خانواده در خانه آنها رفتوآمد میکرد. برادر این زن، جوانی ۱۹ ساله، با سوءاستفاده از خلاء مراقبتی و نبود مادر، در مدت حدود شش ماه بارها این کودک بیدفاع را مورد آزار جنسی و شکنجه قرار داد؛ تا آنکه در روز حادثه، شدت خشونت اعمالشده به حدی بود که نیان با بدن زخمی، سوخته و کبود، به بیمارستان منتقل شد اما جان باخت.
پزشکان بیمارستان به اظهارات ضدونقیض همراهان کودک مشکوک شدند. ادعای “خوردن قرص اشتباهی” با شواهد جسمی کودک همخوانی نداشت. همین سرنخ کافی بود تا با دخالت پلیس، زنجیرهای از بازداشتها آغاز شود. پدر نیان که پس از رساندن دخترش به بیمارستان ناپدید شده بود، مدتی بعد بازداشت شد و به همراه زن سقزی، مادر زن و برادرش، تحت بازجویی قرار گرفتند. در نهایت، جوان ۱۹ ساله به ارتکاب تجاوز و ضرب و جرح منجر به مرگ اعتراف کرد.
مادر نیان، «فرزانه رحمانی»، در گفتگوهایی که پس از حادثه انجام داد، پرده از سالها خشونت خانگی و بیتوجهی نهادهای حمایتی برداشت. او گفت: «وقتی نیان به دنیا آمد، من به امید حفظ خانواده ماندم؛ اما همسرم که الکلی بود و به زن دیگری علاقهمند شده بود، مرا از خانه بیرون کرد و اجازه نداد دخترم را ببینم. حتی برای تولد نیان با هدیه به خانه دوستانش رفتم، اما اجازه ملاقات نداد. سه سال و نیم بیخبری مطلق.»
فرزانه در ادامه توضیح میدهد که علیرغم در دست داشتن حکم قضایی برای ملاقات با فرزندش، هیچ نهادی حاضر به همکاری مؤثر با او نشد. «همه جا رفتم، از دادگاه گرفته تا کلانتری؛ میگفتند باید خودت بچهات را پیدا کنی. اما چطور؟ همسرم دائم محل زندگیاش را عوض میکرد.»
او درباره لحظهای که از مرگ دخترش مطلع شد، گفت: «وقتی شنیدم نیان در بیمارستان است، دیگر دیر شده بود. تمام بدنش زخم بود. پزشک اولی که نیان را معاینه کرد، شک کرد که دخترم قرص خورده باشد. گفت باید فوراً او را به بیمارستان برسانید. اما آنها بعد از انتقال، فرار کردند. شوهرم دوباره به بیمارستان برگشت، نمیدانم چرا. همانجا بازداشت شد.»
در نهایت، دستگاه قضایی اعلام کرد که علاوه بر مجرم اصلی که حکم اعدام برای او صادر و اجرا شد، برخی دیگر از افراد مرتبط در پرونده نیز با مجازاتهایی مانند ۱۵ سال زندان روبهرو شدهاند. گفته میشود پدر نیان به علت اهمال، بیتوجهی و احتمال اطلاع از روند کودکآزاری، تحت تعقیب قرار گرفت.
این پرونده در سطح محلی و ملی بازتاب گستردهای داشت و خشم عمومی مردم بوکان را نیز در پی داشت؛ چنانکه در بهمنماه، جمعی از شهروندان در مقابل فرمانداری تجمع کردند و خواستار مجازات عاملان این فاجعه شدند. جامعهای که هنوز داغ قتل آتنا و رومینا را از یاد نبرده بود، بار دیگر با کابوس کودکآزاری مواجه شد.
اکنون، با اجرای حکم قصاص برای متجاوز و قاتل نیان، پرونده جنایی بسته شده، اما سؤالات بیپاسخ زیادی درباره نقش ضعف ساختارهای حمایتی، بیتفاوتی نهادهای اجتماعی و ناکارآمدی قوانین حضانت در ایران باقی مانده است. چه کسی باید پاسخ دهد که چرا مادری که برای نجات فرزندش فریاد میزد، هرگز صدایش شنیده نشد؟/فرارو
هیچ نظر! یکی از اولین.