وقتی الگوریتم یوتیوب، سیاست را قربانی بازدید میکند
یوتیوب در جهان امروز تنها یک پلتفرم ویدیویی نیست، بلکه به یکی از اصلیترین منابع تولید و مصرف رسانه بدل شده است. این اتفاق در میان فارسیزبانان نیز بهوضوح دیده میشود؛ کانالهای تحلیلی، خبری، سرگرمی و… مانند قارچ در حال رشد هستند. اما یکی از عجیبترین پدیدهها در این فضا، افزایش افسارگسیخته افرادی است که بدون هیچ پیشینه علمی یا تحلیلی، خود را تحلیلگر سیاسی جا زدهاند.
بسیاری از این چهرهها با استفاده از الگوریتمهای پلتفرمها و شهوت دیده شدن، در یوتیوب فارسی نقش «پیشگوی سیاسی» را بازی میکنند. آنچه میگویند نه بر پایه داده، دانش یا تحلیل است، بلکه ترکیبی است از گمانهزنی، هیجانآفرینی، و گاه «آرزومندی سیاسی». این افراد ادعاهایی را با اطمینان ریاضیوار مطرح میکنند؛ مثلا «حتماً در فلان ماه جنگی رخ خواهد داد» یا «اگر فلان فرد انتخاب شود، جهان زیر و رو میشود.»
تحلیل سیاسی یک فن دقیق، زمانبر و مبتنی بر مطالعه و بررسی گسترده است. در آن باید دادهها، روندها، بازیگران و حتی متغیرهای پنهان لحاظ شوند. اما در یوتیوب فارسی، تحلیل به سرگرمی تبدیل شده است؛ پدیدهای که تا حد زیادی محصول الگوریتمهای پلتفرمهاست. الگوریتمهایی که هیجان، جنجال و اطمینان دروغین را بیشتر پاداش میدهند تا دقت، تردید و تحلیل علمی.
مشکل، تنها بیپایگی تحلیلها نیست. اغلب این افراد حتی با زبان فارسی نیز بیگانهاند و در گفتار و نوشتارشان دهها خطای زبانی دیده میشود. نه به خواندن پایبندند، نه نوشتن را بلدند و نه اصول بلاغت را میدانند. در نتیجه، مخاطب ناآگاه با تحلیلهایی روبهروست که نه فقط نادرستاند، بلکه میتوانند خطرناک باشند؛ زیرا تصمیمسازی عمومی را مختل میکنند.
در این میان، نباید فراموش کرد که تحلیلگری واقعی نیازمند مهارتهایی است: توانایی نوشتن، قدرت تفکر انتقادی، درک متون سیاسی، و آشنایی با زبانهای مرجع از جمله انگلیسی. بسیاری از پادکستها و تحلیلهای جدی حتی در یوتیوب نیز مبتنی بر متن هستند، نه فیالبداههگوییهای پرهیاهو.
واقعیت تلختر آنجاست که تحلیلگری در فضای مجازی، آهستهآهسته تبدیل به یک بیزنس شده است. افراد برای افزایش بازدید و جذب تبلیغ، تحلیل را با جنجال و سرگرمی آمیختهاند. طبیعی است که پولدرآوردن از محتوای سیاسی ذاتاً مذموم نیست، اما وقتی هدف فقط جذب مخاطب باشد، حقیقت و اعتماد قربانی میشوند.
در نهایت، اعتماد عمومی به تحلیل سیاسی در خطر است. مردمی که بارها به امید فهم بهتر اوضاع، پای تحلیلهایی نشستهاند که یا غلط از آب درآمدهاند یا جهتدار و ناپخته بودهاند، بهمرور به تمام عرصه سیاست بیاعتماد میشوند. به قول قدیمیها، اگر در سیاست بخیهای کج زده شود، رفو کردنش کار حضرت فیل است.
پلتفرمهایی چون یوتیوب باید به مسئولیت اجتماعی خود در قبال نشر اطلاعات نادرست یا گمراهکننده نیز فکر کنند. و ما نیز به عنوان کاربران فناوری، باید بیاموزیم که هر ویدیویی با عنوان «تحلیل سیاسی فوری» الزاماً تحلیل نیست. گاهی فقط یک نمایش است./عصر ایران
هیچ نظر! یکی از اولین.