جدول واحدهای شمارش فارسی / واحد شمارش انسان، حیوانات و اشیا را اینجا ببینید
انتخاب درست واحد شمارش، یکی از ظریفترین نکات زبان فارسی است که هم در نگارش رسمی و هم در گفتوگوهای روزمره اهمیت دارد. هرچند امروزه بسیاری از افراد برای همه چیز از واژههایی مانند «تا» یا «عدد» استفاده میکنند، اما زبان فارسی برای بسیاری از اشیا، حیوانات، افراد و مفاهیم، واحدهای شمارش اختصاصی و زیبایی دارد. آشنایی با این واژهها علاوه بر افزایش دقت در نوشتار، به غنای زبانی و تسلط بیشتر بر فارسی نیز کمک میکند.
جدول کامل واحد شمارش پرکاربرد
به گزارش خبرمحور به نقل از نمناک؛ زبان فارسی سرشار از جزئیات ظریفی است که به کلام ما اعتبار میبخشد؛ استفاده از واحد شمارش مناسب برای هر شیء، حیوان یا مفهوم، یکی از همین نشانههای تسلط بر زبان است. برخلاف تصور عموم، «عدد» به تنهایی کافی نیست و دنیایی از واحدهای شمارشی خاص وجود دارد.
در این مطلب از نمناک، با ارائه یک لیست کامل و دستهبندیشده، به شما کمک میکنیم تا برای همیشه دغدغه انتخاب درست واحد شمارش برای هر چیزی را کنار بگذارید و حرفهایتر بنویسید.
واحد شمارش دستههای مختلف جانوران
وقتی صحبت از گروههای بزرگ از حیوانات به میان میآید، واژه استاندارد و رایج «گله» است. این واحد شمارش برای توصیف مجموعهای از جانوران که به صورت دستهجمعی حرکت میکنند، به کار میرود.
واحد شمارش مورچه و واحد شمارش موش
در بسیاری از موارد، برای موجودات بسیار کوچک مانند مورچه یا حیوانات ریز مانند موش، واحد شمارش اختصاصی و منحصربهفردی در زبان فارسی تعریف نشده است. در چنین شرایطی، بهترین و درستترین روش، استفاده از واحدهای عمومی مانند «تا» یا «عدد» است؛ برای مثال میگوییم:«چند تا موش» یا «چند عدد مورچه». این قاعده را میتوان برای سایر اشیاء فاقد واحد خاص (مانند چند عدد دکمه) نیز به کار برد.
واحد شمارش لباس
برای شمارش لباسهای دوخته شده و آماده پوشیدن، میتوان از واژه «ثوب» استفاده کرد. این واژه که ریشه در ادبیات کلاسیک دارد، دقیقاً برای اشاره به تکتک قطعات پوشاک که به صورت تکمیل شده درآمدهاند، به کار میرود.
واحد شمارش قبر
برخی از اشیاء و مکانها نیز دارای واحدهای شمارشی خاص هستند. طبق منابع موجود، برای شمارش قبرها از واژه «قطعه» استفاده میشود که نشاندهنده یک واحد مجزا و مشخص برای هر قبر است.
واحد شمارش حیوانات وحشی
در متون کهن و طبق قواعد خاص شمارش، برای اشاره به مجموعهای از جانوران وحشی، از واژه «قلاده» به عنوان واحد شمارش استفاده میشد که احتمالا به پیوند یا کنترل شدن این حیوانات در گروهها اشاره دارد.
واحد شمارش انسان
در زبان فارسی، انتخاب واحد شمارش برای انسانها اهمیت فرهنگی و ادبی بالایی دارد. برخلاف تصور رایج، واژه «نفر» که امروزه بسیار به کار میرود، در ریشههای قدیمیتر برای شمارش «شتر» استفاده میشد. اگر بخواهیم به ریشههای عمیقتر زبان پارسی بازگردیم، برای اشاره به انسان، آدمی و بشر، از واژه «تَن» به عنوان واحد شمارش استفاده میشد که نشاندهنده پیوند عمیق میان کلمه و وجود فیزیکی انسان است.
واحد شمارش پتو و بالش
در دستهبندی اشیاء پارچهای و خوابگاهی، پتو و بالش جایگاه ویژهای دارند. جالب است بدانید که برای شمارش پتو، مشابه با واحد شمارش «فرش»، از واژه «تخته» استفاده میشود که نشاندهنده ساختار تخت و پهناور این شیء است.
واحد شمارش مرغ و ماهی
در موارد خاص که واحد شمارش اختصاصی برای یک موجود در دسترس نیست، زبان فارسی از واژه «عدد» استفاده میکند. بنابراین برای شمارش مرغها یا ماهیها، از عبارت «چند عدد مرغ» یا «چند عدد ماهی» استفاده میشود که یک راهکار استاندارد برای شمارش موجودات زنده است.
واحد شمارش ازدواج چیست؟
واحد شمارش ازدواج در زبان فارسی «واقعه» است و معمولاً برای اشاره به تعداد رخدادهای ازدواج از این واژه استفاده میشود.
فهرست کامل واحد شمارش همه چیز
در این بخش، فهرست کاملی از واحدهای شمارش را در قالب یک جدول جامع و کاربردی مشاهده خواهید کرد تا بتوانید بهراحتی واحد مناسب برای شمارش هر چیز را پیدا کنید.
- پرس:غذا
- رام:قطار
- جرعه:آب/ مایعات
- قلاده:سگ/ پلنگ
- اصله:درخت/ نهال
- فروند:هواپیما/ کشتی
- تا/ عدد/ دانه:اکثر اشیای قابل شمارش
- قبضه:اسلحه/ چاقو/ تفنگ/ مسلسل/ شمشیر و به طور کلی سلاح
- برگ:کاغذ/ مقوا/ کاغذ بدون جلد
- طاقه/ قواره/ توپ/ متر:پارچه
- جریب:واحد مساحت برای زمین و ملک
- سکه:پول فلزی
- نخ/ بسته:سیگار
- دسته:گل و گیاه/ سبزیجات
- مَن:نان/ گندم
- مثقال:زعفران/ چای/ ادویهجات
- ورق:کاغذ/ آهن
- جعبه/ بسته/کارتون:اشیای بستهبندی شده
- شعله:لامپ/ شمع
- بند:یک دسته کاغذ
- فرسخ:برای اندازهگیری مسیر مانند سه فرسخ راه
- پارچه:ظرف/ده/روستا/ آبادی
- سيخ:انواع کباب
- تخته:قالی/ پتو/ فرش
- فقره:چک/ سفته
- عدل:پنبه/ پارچه
- جفت:کفش/ دستکش/ جوراب
- دانگ:ملک/ زمین
- کلاف:کاموا
- ليتر:مایعات/ بنزین/ نفت/ گازوییل
- تن:انسان
- حلقه:انگشتر/چاه/ فیلم/ لاستیک/ فیلم/ نوار/ لوح فشرده
- دُز:دارو
- دوجين:بستههای دوازدهتایی
- تير:واحد شمارش فشنگ
- رشته:کمربند/ گردنبند/ قنات/ طناب
- واحد:مدرسه/ حمام/ آپارتمان/ منزل مسکونی
- قالب:پنیر/ کره/ صابون
- کیسه:برنج/ حبوبات
- درجه:جهت/ زاویه
- عراده:توپ/ تانک
- جلد:گواهینامه/ شناسنامه/ کتاب/ مجله
- رأس:حیوانات اهلی
- پیمانه:مایعات
- نفر:انسان/ شتر/ درخت خرما
- دستگاه:ماشین/ رادیو/ تلویزیون/ دوربین
- شاخه:گل/ نبات/ آهنآلات
- شانه:تخممرغ
- جين:بستههای ششتایی
- خوشه:انگور/ خرما
- مترمکعب:حجم آب
- حب:قرص/ قند/ تریاک
- فال:گردو
- دست:مبل/ ظروف/ لباس/ رختخواب
- بار:واحد شمارش کالاي بسته بندي شده
- سیر:ادویهها مانند زردچوبه، دارچین و …
- تار:مو
- قرص:نان
- قطعه:طیور/ ماهی/ تمبر/ اسکناس/ عکس/ زمین/ فرش/ چک
- دهنه/ باب:خانه/ مغازه/ باغ
- نسخه:روزنامه/ کتاب/ مجله/ احکام قضایی/ مدارک پزشکی
- زنجیر:فیل
- قطره:آب، اشک، خون، جوهر
- سری:جهیزیه
- زنجیر:فیل
- عراده:توپ و تانک
- قراسه:بند کفش، مداد و نوشتافزار
- صندوق:اشیاء قدیمی
- دهنه:دکان و مغازه
- لوله:اشیاء استوانهایشکل
- واقعه:ازدواج
- طاقه:پارچه، شال، پتو
- گلّه:دستههای مختلف جانوران
- شیشه:ظروف مایعات
- عدد:پرندگان، در، پنجره
- واحد:حمام، آپارتمان، منزل مسکونی
- طغرا:نامه، پاکت
- رَأس:گوسفند، گاو
- قلم:نوعهای مختلف کالا
- دسته:گل و گیاه
- لنگه:هر نیمه از در، خورجین، پالان
- قطعه:عکس، تمبر، شعر
- سر:گاو، گوسفند،تمساح
- نمونه:حشرات، بندپایان، قارچ
- عدل:دستههای بزرگ و سنگین کالا
- کلاف:کاموا
- دوجین:بستههای دوازدهتایی
- نخ:سیگار
- رشته:قنات
- قلمه:درخت
- مشت:خاک، پول، آدم
- کلّه:قند
- عدد یا پایه:پرچم
- کیسه:سیمان، پول، سکه
- لقمه:نان، غذا
- قلاده:جانوران وحشی
فهرست واحد شمارش در فارسی
- بدره:واحد شمارش اشرفی، سکههای زر
- پیمانه:واحد شمارش مایعات
- توپ:واحد شمارش پارچه ندوخته
- اصله:واحد شمارش درخت، چوب، تیر، سنبه
- دستگاه:واحد شمارش ماشینآلات، خودرو، آپارتمان، رادیو، تلویزیون
- بند:واحد شمارش یک دسته کاغذ و مقوا معین
- جفت:واحد شمارش کفش، جوراب، دستکش
- بال:واحد شمارش برخی پرندگان، نظیر سهره
- چشمه:واحد شمارش سرویس بهداشتی (توالت)
- جرعه:واحد شمارش آب
- بُرش:واحد شمارش برای چیزهایی که یک واحد کامل آن بدون بُرش مصرف نمیشود، مثل یک بُرش کیک
- باکس:واحد شمارش بسته سیگار
- انبار:واحد شمارش حبوبات انباشتهشده (مثل یک انبار گندم)، کالا
- خوشه:واحد شمارش انگور، خرما
- درجه:واحد شمارش زاویه، دما
- بغل:واحد شمارش حجم و وزن،یک بغل آجیل و شیرینی
- بسته:واحد شمارش سیگار، سبزی
- پرده:واحد شمارش تابلو نقاشی
- تخته:واحد شمارش فرش، قالی، قالیچه
- جلد:واحد شمارش کتاب، مجله
- تازیانه:واحد شمارش افعی، مارهای سمّی
- جین:واحد شمارش قرقره
- مو:واحد شمارش تار
- بَهله:واحد شمارش پرنده شکاری
- پارچه:واحد شمارش آبادی
- دانه:واحد شمارش غله و حبوب
- بارخانه:واحد شمارش صندوق جواهر
- بطانه:واحد شمارش خز، سنجاب، پوست بخارایی
- باب:واحد شمارش خانه، مِلک، چادر، ساختمان
- جریب:واحد شمارش مساحت برای زمین و مِلک
- استکان:واحد شمارش مایعات، چای، قهوه، شیر و غیره بهکار میرود.
- حلقه:واحد شمارش چاه، فیلم عکاسی
- ثوب:واحد شمارش لباس دوخته
- پاره:واحد شمارش دِه، روستا
- تا:واحد شمارش اعدا
- بته، بوته:واحد شمارش درخت بیتنه مانند گل و گیاهان زینتی
- بطری:واحد شمارش نوشیدنیها
- بَقچه:واحد شمارش شال
- جام:واحد شمارش شیشه پنجره، آیینه
- بار:واحد شمارش کالاهایی که به مقیاس معینی بستهبندی میشوند، یک بار هندوانه
- تُن:واحد شمارش واحد وزن
- تَن:واحد شمارش انسان
- خلال:واحد شمارش کبریت
- برگ:واحد شمارش کاغذهای جلد نشده، ورق
- دست:واحد شمارش قاشق و چنگال
هیچ نظر! یکی از اولین.