مردم می‌بینند که در زمان حادثه، ترافیک قفل می‌شود و رسیدگی سخت است، پس ترجیح می‌دهند از قبل در نقطه‌ای باشند که ریسک کمتری دارد. این نشان‌دهنده این است که مردم بین آتش‌بس و صلح رسمی که در اخبار اعلام می‌شود و صلح واقعی که در دلشان حس می‌کنند، تفاوت قائل هستند.» او همچنین به پدیده «بازگشت به ریشه‌ها» اشاره می‌کند: «جالب است که اکثر این جابه‌جایی‌ها به سمت محله‌های قدیمی یا شهرهای کوچک اطراف است. جاهایی که روابط همسایگی هنوز زنده است. مردم حس می‌کنند در یک آپارتمان مدرن تنها هستند، اما در یک کوچه قدیمی، اگر اتفاقی بیفتد، همسایه به دادشان می‌رسد. این یعنی بازگشت به امنیت در پناهِ جمع، به جای امنیت در پناهِ دیوار.»

وقتی امنیت از نان شب واجب‌تر می‌شود

اینها تنها بخشی از روایت‌هایی است که نشان می‌دهد تهران در این روزهای آتش‌بس، در حال پوست‌اندازی است. جغرافیای ثروت و فقر جایش را به جغرافیای «امن و ناامن» داده است. امروز در تهران، متراژ خانه و متریال ساخت، دیگر تعیین‌کننده قیمت نیست؛ بلکه این «موقعیت استراتژیک» ملک است که حرف اول را می‌زند.  باید دید   آیا این مهاجران به خانه‌های بلندمرتبه خود برمی‌گردند یا اینکه سبک زندگی تهرانی‌ها برای همیشه تغییر خواهد کرد؟ چیزی که مشخص است، این است که مفهوم «خانه» در ذهن ایرانی‌ها تغییر کرده است. خانه دیگر جای لوکس بودن نیست، خانه باید اول از همه «امن» باشد.