چگونه یارانه های پنهان، کشاورزی ایران را به بن بست آبی میکشاند؟
در حالیکه ایران با بحران شدید کمآبی، خشکسالیهای پیاپی و افت سطح آبهای زیرزمینی دست و پنجه نرم میکند، صادرات محصولات کشاورزی به ویژه محصولات گلخانهای به کشورهای حاشیه خلیجفارس رشد بیسابقهای داشته است. گزارشها نشان میدهند که این روند، حاصل سیاستهای یارانهای دولت در بخش کشاورزی است؛ سیاستهایی که اگرچه ارزآورند، اما تهدیدی جدی برای آینده منابع آبی کشور محسوب میشوند.
یارانه پنهان، سوخت محرک صادرات
دولت ایران از سال ۲۰۱۸ با هدف افزایش ارزآوری، اقدام به ارائه گسترده یارانه به بخش کشاورزی کرده است. این یارانهها شامل آب تقریبا رایگان، انرژی یارانهای، کود ارزان و حمایت از فناوریهای نوین مانند کشت هیدروپونیک است. این سیاست باعث شد سطح زیر کشت گلخانهای در کشور بیش از سهبرابر شود. ایران اکنون در بازار ۱۵ محصول کشاورزی، از جمله گوجهفرنگی، خیار، گل کلم، بادمجان و هندوانه، در امارات متحده عربی تسلط قابل توجهی دارد.
به گفته اکونومیست، ایران در سال ۲۰۲۴ توانسته بین ۴ تا ۵ میلیارد دلار از محل صادرات کشاورزی ارزآوری داشته باشد. با این حال، هزینه واقعی این دستاورد، تشدید ناترازی آب و فشار مضاعف بر منابع طبیعی است.
زنجیره پنهان تجارت
گرچه صادرات کشاورزی به ظاهر مشمول تحریمهای بینالمللی نیست، اما پیچیدگیهای بانکی و حملونقل، باعث شده این تجارت بهطور عمده از مسیرهای پنهان و غیررسمی انجام شود. بسیاری از کشتیرانها و بانکها به دلیل ریسک بالا، حاضر به همکاری با صادرکنندگان ایرانی نیستند. به همین دلیل، شرکتهای حملونقل خصوصی، واسطههای محلی و دفاتر صرافی غیررسمی در دبی، نقش محوری در این زنجیره بازی میکنند.
در عمل، محصولات ایرانی در قالب کانتینرهایی از بندرهای جنوبی ایران به امارات میرسند. هزینه حمل هر کانتینر حدود ۲۲۰۰ دلار است، درحالیکه واردات مشابه از ترکیه یا مصر تا چهار برابر این مقدار هزینه دارد. این مزیت قیمتی باعث شده عمدهفروشان اماراتی تمایل زیادی به واردات از ایران داشته باشند، اگرچه منشأ این محصولات اغلب پنهان میشود.
ردپای نامرئی محصولات ایرانی
بازدید از فروشگاهها و سوپرمارکتهای دبی نشان میدهد که اثری از برچسب «ساخت ایران» بر روی محصولات غذایی وجود ندارد. در حقیقت، بخش زیادی از محصولات ایرانی بهصورت عمده و بینام به عمدهفروشان عرضه میشود، یا با برچسبهایی جعلی و منشأ ساختگی مانند آذربایجان یا ترکیه مجدداً بستهبندی میگردد.
این شیوه پنهانی واردات، به امارات این امکان را میدهد که به صورت غیررسمی نیاز بازار خود را تامین کند و در عین حال از تبعات دیپلماتیک و سیاسی همکاری آشکار با ایران در امان بماند.
دلالها، برندگان اصلی
در میان تمام این تحولات، بزرگترین برندگان، دلالها و عمدهفروشان هستند. آنها با خرید ارزان محصولات ایرانی و فروش آن با قیمت بالاتر، سودهای هنگفتی به جیب میزنند. از سوی دیگر، کشاورزان محلی در امارات و عربستان به شدت متضرر شدهاند. به گفته یکی از کشاورزان در شهر العین، قیمت گوجهفرنگی چنان کاهش یافته که ادامه تولید برای او مقرون به صرفه نیست.
این در حالی است که سیاست رسمی کشورهای حاشیه خلیج فارس افزایش خودکفایی غذایی تا سال ۲۰۵۱ است. ساخت مزارع سرپوشیده در ابوظبی، توسعه دره فناوری غذایی در دبی، و کاشت هزاران هکتار گندم در شارجه، همگی با این هدف طراحی شدهاند. اما واردات بیرویه و ارزان محصولات ایرانی، این اهداف را به چالش کشیده است.
ایران؛ قدرت کشاورزی با منابع آبی شکننده
ایران با داشتن اقلیم متنوع، خاک حاصلخیز و نور آفتاب مناسب، توان بالقوهای برای تبدیل شدن به قدرت کشاورزی منطقه دارد. این بخش، ۸۰ درصد نیاز غذایی مردم را تامین کرده و ۲۳ میلیون ایرانی در آن مشغول به کارند. اما ضعف اصلی، نبود مدیریت پایدار منابع آبی است.
توسعه بیرویه سطح زیرکشت گلخانهای بدون در نظر گرفتن ظرفیت منابع آب زیرزمینی، منجر به فرونشست زمین، خشکشدن چاهها و کاهش سطح آب سفرههای زیرزمینی در بسیاری از مناطق کشور شده است. به نظر میرسد که سود کوتاهمدت صادرات، سیاستگذاران را از ملاحظات زیستمحیطی بازداشته است.
صادرات به قیمت امنیت غذایی داخلی
نکته نگرانکننده اینجاست که افزایش صادرات، امنیت غذایی خود ایران را نیز در معرض تهدید قرار داده است. با ادامه این روند، در آینده ممکن است ایران به واردکننده خالص برخی اقلام غذایی بدل شود؛ اتفاقی که اکنون برای هندوانه و گوجهفرنگی تا حدی رخ داده است.
این در حالیست که واردات محصولات غذایی با دلار یا درهم نیاز دارد؛ ارزی که از محل صادرات تأمین میشود. بنابراین ایران در یک چرخه معیوب گرفتار شده: صادرات برای تأمین ارز، و وابستگی به واردات برای تأمین نیاز داخلی.
واکنش کشورهای واردکننده
امارات و عربستان با وجود ممنوعیت رسمی واردات مستقیم از ایران، هنوز هم به این روند تن میدهند. به باور برخی تحلیلگران، این کشورها واردات ارزان را به نفع حفظ ذخایر آبی خود میدانند. آب، بهویژه در منطقه خلیجفارس، منبعی حیاتی و بسیار کمیاب است. لذا ترجیح میدهند محصولات کشاورزی را از ایران وارد کنند و آب خود را حفظ کنند.
برخی ناظران همچنین به ملاحظات ژئوپلیتیکی اشاره میکنند؛ به این معنا که گشایش بازار برای ایران میتواند تنشهای منطقهای را کاهش دهد.
آیندهای نامعلوم
اما این روند تا کی میتواند ادامه یابد؟ خشکسالیهای مکرر، افت شدید منابع آب و بیثباتی در تولید کشاورزی ایران، باعث شده تا واردکنندگان نیز نگران شوند. هرگونه اختلال در تولید داخل ایران، میتواند منجر به افزایش ناگهانی قیمتها یا کمبود عرضه در کشورهای مقصد شود.
از سوی دیگر، با آشکار شدن نقش محصولات ایرانی در شکست کشاورزی محلی خلیجفارس، ممکن است مقاومتهایی از سوی تولیدکنندگان بومی و سیاستگذاران شکل گیرد. در این صورت، ایران با چالشی تازه در صادرات روبهرو خواهد شد./ایران جیب
هیچ نظر! یکی از اولین.