جنگ، اقتصاد و جان؛ مثلث آتشین روزهای پرتنش ایران
پانزدهم فروردین از راه رسیده، اما برای اقتصاد ایران، زمان همچنان در ۹ اسفند متوقف مانده است؛ روزی که با آغاز «جنگ تحمیلی سوم»، نهفقط معادلات امنیتی منطقه، بلکه سازوکارهای معیشتی و فعالیتهای اقتصادی نیز وارد فاز تازهای از بیثباتی شدند. آنچه در این مدت گذشته، صرفاً یک شوک زودگذر نبوده؛ اقتصاد بهتدریج در حال تطبیق با شرایطی است که بیش از هر چیز به «وضعیت اضطرار» شباهت دارد.
در این میان، نخستین نشانههای بحران را باید در سکوت بازارها جستوجو کرد. خیابانهایی که تا پیش از این مملو از رفتوآمد مشتریان بودند، اکنون خلوتتر از همیشهاند. بسیاری از واحدهای صنفی، بهویژه در حوزه خدمات، یا کرکرهها را پایین کشیدهاند یا صرفاً برای حفظ ظاهر، چراغهایشان روشن مانده است. کاهش محسوس تقاضا، افزایش هزینهها و نااطمینانی نسبت به آینده، سهگانهای است که نفس کسبوکارها را به شماره انداخته است.
در چنین فضایی، بازار کار نیز بهسرعت واکنش نشان داده است. تعدیل نیرو، کاهش ساعات کاری و تعویق در پرداخت دستمزدها به روندی نگرانکننده تبدیل شدهاند. کارگران و حقوقبگیران، که همواره آسیبپذیرترین بخش اقتصاد بودهاند، اکنون بیش از هر زمان دیگری در معرض تهدید قرار دارند. افزایش ۶۰ درصدی حقوق، اگرچه در ظاهر گامی حمایتی به نظر میرسد، اما در عمل برای بسیاری از کارفرمایان به معادلهای پیچیده تبدیل شده است؛ معادلهای که در بسیاری از موارد، تنها یک خروجی دارد: کاهش نیروی انسانی.
ترس از بیکاری، از ترس ناامنی پیشی گرفت
از سوی دیگر، گروهی از شاغلان در موقعیتی قرار گرفتهاند که ناچارند میان «امنیت» و «معیشت» یکی را انتخاب کنند. حضور روزانه در محل کار، در شرایطی که سایه جنگ و نگرانیهای ناشی از آن بر زندگیشان سنگینی میکند، نشاندهنده واقعیتی تلخ است؛ ترس از بیکاری، حتی از ترس ناامنی نیز پیشی گرفته است. این وضعیت، اگرچه در آمارهای رسمی قابل اندازهگیری نیست، اما آثار آن در فرسایش روانی نیروی کار بهتدریج نمایان خواهد شد.
در لایههای عمیقتر اقتصاد، کسبوکارهای خرد و آزاد با سرعت بیشتری در حال آسیب دیدن هستند. این کسبوکارها که معمولاً بدون پشتوانههای مالی و حمایتی فعالیت میکنند، بیش از سایرین به جریان نقدی روزانه وابستهاند. کاهش قدرت خرید مردم و تغییر الگوی مصرف، باعث شده مشتریان آنها به حداقل برسد. برای بسیاری از این فعالان، مسئله دیگر سودآوری نیست؛ مسئله، ادامه بقا در شرایطی است که هر روز سختتر از روز قبل میشود.
اما شاید پیچیدهترین و کمصداترین بحران، در حوزه اقتصاد دیجیتال در حال شکلگیری باشد. کسبوکارهای اینترنتی که طی سالهای اخیر سهم قابلتوجهی از بازار را به خود اختصاص داده بودند، اکنون با مانعی جدی محدودیت یا قطع اینترنت بینالملل مواجهاند. این اختلال صرفاً به معنای کند شدن ارتباط نیست؛ در بسیاری از موارد، به معنای قطع کامل زنجیره فعالیت است. از دسترسی به مشتریان خارجی گرفته تا استفاده از ابزارها و پلتفرمهای کاری، همهچیز تحت تأثیر قرار گرفته است؛ یعنی توقف در بخشی از اقتصاد که قرار بود پیشران رشد باشد.
فراتر از اعداد و شاخصها، آنچه امروز اقتصاد را در وضعیت شکنندهتری قرار داده، «ابهام» است. فعال اقتصادی نمیداند این شرایط تا چه زمانی ادامه خواهد داشت، نمیداند باید سرمایهگذاری کند یا از بازار خارج شود. کارگر نمیداند باید به شغل فعلی دل ببندد یا بهدنبال جایگزین باشد. این بلاتکلیفی خود به عاملی برای تعمیق رکود تبدیل شده و هر تصمیمگیری را به تعویق میاندازد.
در چنین شرایطی، نقش سیاستگذار بیش از هر زمان دیگری حیاتی است. اقتصاد در وضعیت جنگی، نیازمند تصمیمهای سریع و هدفمند مبتنی بر واقعیتهای میدانی است. حمایت از کسبوکارهای آسیبدیده، ایجاد مسیرهای جایگزین برای فعالیت اقتصادی، تسهیل دسترسی به منابع مالی و مهمتر از همه، بازگرداندن حداقلی از ثبات به فضای کسبوکار، اقداماتی است که نمیتوان آنها را به آینده موکول کرد.
در کنار اینها، مسئله اعتماد نیز به یکی از چالشهای جدی تبدیل شده است. در شرایطی که اخبار ضدونقیض و فضای روانی ناشی از جنگ، ذهن جامعه را درگیر کرده، بازسازی اعتماد عمومی به سیاستها و تصمیمات اقتصادی اهمیتی دوچندان پیدا میکند. بدون این اعتماد، حتی بهترین سیاستها نیز با تردید و کاهش اثرگذاری مواجه خواهند شد.
واقعیت این است که جنگ تنها در میدانهای نظامی تعیین تکلیف نمیشوند؛ در اقتصاد، در سفره مردم و در تصمیمهای روزمره شهروندان ادامه پیدا میکنند. اگر امروز برای مدیریت این وضعیت چارهای اندیشیده نشود، هزینههای آن نهفقط در کوتاهمدت، بلکه در سالهای آینده نیز خود را نشان خواهد داد.
پانزدهم فروردین میتواند صرفاً یک تاریخ در تقویم باشد، یا نقطهای برای بازنگری در نحوه مواجهه با بحرانی که آرام اما عمیق در حال تغییر چهره اقتصاد است. انتخاب مسیر، اکنون بیش از هر زمان دیگری به تصمیمهای امروز گره خورده است.
هیچ نظر! یکی از اولین.